باز هم دلتنگی
آسمان همچو صفحه ی دل من / روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم / که خیال تو خوش تر از خواب است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
خوبین؟
چه خبر؟
می دونم شاید گله مند باشید که چرا دیر آپ می کنم
ولی خوب چاره ای نیست
ببخشید
دوست ندارم زیاد زیاد بنویسم که خسته شین
ولی خوب به همه سر می زنم مگه نه؟
راستش امروز نخواستم آپ کنم
ولی وقتی به وبلاگ یکی از بچه ها سر زدم و
حرفاشو خوندم دلم گرفت
می خواست وبلاگشو تعطیل کنه
خودمم که زمینه قبلی داشتم
خیلی هم دوست داشتم که آپ کنم ولی...
امروز روز خوبی نبود
از صبح که شروع شد بد بود
حسن هم که ....
دلش گرفته می گه اونجا هوا بارونیه
هوای بارونی هم که دلگیره
راستش بعضی وقتا یه فکرایی پیش خودم می کنم
که حسن هم دعوام می کنه
دعا کنید خدا دعای همه رو بر آورده کنه
هر بار از خودمون می پرسیم
پس کی تموم می شه؟
کی می شه که پیش هم باشیم؟
کی می شه با هم سر یه سفره بشینیم؟
چه می دونم از همین چیزا دیگه
یه بار من می گم اون با دلیلاش منو قانع می کنه
یه بار بر عکس اون می گه و من ...
تا وقتی لینجا بود کمتر به این چیزا فکر می کردیم
ولی از وقتی رفته همه فکرمون همینه
که یه کاری کنیم زودتر به هم برسیم
اون رفت سر کار
من پولی رو که در می یارم دیگه مثه قبل خرج نمی کنم
داریم جمع می کنیم از حالا
وای که چه قدر عاشق بودن و دوست داشتن قشنگه
اینو امروز داشتم به یکی از بچه های بلاگی
می گفتم این که هر کاری می کنی به فکر اونی این که
خیالت راحت شه که اگه از یه چیزی
ناراحت شی یکی هست که حداقل بهش زنگ بزنی و
براش تعریف کنی و بزنی زیر گریه
هیچوقت فکرشو نمی کردم که اینجوری شم
همیشه می گفتم خودمو خراب می کنم با این چیزا
حالا می بینم دنیای اونایی که عاشق نیستن خرابه
وای خدا شکرت
خدایا کمکمون کن . از شما می خوام این بار
از ته دل دعا کنین. این که دوست ندارین دعا کنین
یا حوصلتون نمی شه اصلا ایرادی نداره و مجبور نیستین که تظاهر کنین
ولی خواهشن این بار اگه می نویسین خدا کنه ، میترا من دعا می کنم و ....
از ته دل باشه می دونم همیشه لطف دارین
این بارم مثه قبل
ممنونم، از خدا ، از همه ، و از حسن که منو عاشق خودش کرد
حسنم اگه داری می خونی از همین جا برای 1000 مین بار می گم دوست دارم
شما بگید
سلام به همه
چند وقت نبودم
واقعا معذرت خواهی می کنم
گله کنید حق دارید
امروز اومدم آپ کنم
امیودارم تا ته مطلب رو بخونید و همه جواب بدین
می دونم خیلی تکراریه
می دونم خیلی ها می خندن وقتی می پرسم
می دونم می گین بابا همش همین و می گین
ولی می پرسم نظر خودتون رو بگید حتی اگه مسخره کنید
عشق و تو چی می بینید؟ به نظرتون اگه کسی عاشقتون باشه
از کجا می فهمید؟ از رفتارش معلومه؟ از حرفاش؟ بگین چه جوری باید بدونی که یکی حاضر همه کاری برات کنه بدون اینکه منتی بزاره
ممنون می شم جواب بدین

حسنم سر کار می ره
از تموم کسایی که برامون دعا کردن ممنون
یه ذره خیالمون داره راحت تر می شه ولی از وقتی اون رفته سر کار
من دیگه کار برام جور نمی شه
یعنی مثه قبل سفارش نیست
شاید خدا خواسته
ولی بازم ممنون
بازم دعا کنید
پای نمازاتون
موقع دعای مادرتون
ممنون یه دنیا ممنون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستت دارم. وقتي در تنهايي خودم قدم مي زنم، خاطرات با تو بودن آرامشم را بر هم مي زند. چه پريشاني لذت بخشي است ، دلتنگ تو بودن... دلم براي شنيدن صدايت تنگ شده. براي ديدنت... ديشب در خواب منتظر آمدنت بودم ، اما به خوابم هم نيامدي و درد انتظار را در خواب هم حس کردم.
شروعی دوباره
سلام خوبین؟
معذرت از اینکه ای همه مدت نیومدم و آپ نکردم
راستش یه ذره سرم شلوغه. درس دارم. واسه کنکور هم می خونم.
ترجمه و باشگاه و ...
خلاصه از همه معذرت می خوام. راستش حالا هم که اومدم
ایتنقدر عجله دارم که گفتم زود بگم و برم
معذرت از اینکه نمی تونم از آپای خوشگلتون دیدن کنم
قول می دم سر فرصت به همه سر بزنم
امیدوارم که منو فراموش نکنید و لطفتون
هم کم نشه مثه قبل
منتظر رد پای حضور گرمتون هستم
خوش باشید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام به همگی خوبین؟
امیدوارم که خوب باشید.
برای همه نظر گذاشتم و ماجرا رو تعریف می کنم.
ولی خوب یه بار دیگه می گم. تا کسایی که تازه وارد هم هستن متوجه شن.
من قبل از این یه وبلاگ داشتم که چند نفر لطف کردن و اونو هک کردن.
ولی خوب من نا امید نشدم و دوباره شروع کردم.
توی اون وبلاگ هم از عشقم گفتم.
اینجا هم می گم.
چون به امید و عشق اون هست که دارم وبلاگ می نویسم.
پس بازم به خاطر وجود عزیز خودش ادامه می دم
و از همه کی خوام که مثه قبل کمکم کنن.
از کسایی که وبلاگمو زدن هم تشکر می کنم.
چون اینجوری باعث شد با قدرت بیشتری شروع کنم.
آخه حتما یه چیزی بوده که زدن دیگه
پس منم امیدوار تر از قبل شروع می کنم و ادامه می دم.
برای کسایی که جدید اومدن یه چیزایی رو توضیح می دم که متوجه شن.
وبلاگ قبلی من در مورد عشقم بود
که از وقتی با ه آشنا شده بودیم پیش هم بودیم
تا همین تابستون که برای همیشه برای زندگی به تهران رفت.
از دوریش نوشتم از دلتنگیهامون از ناراحتیمون.

از عشقمون. از چهارشنبه هایی که با هم سینما می رفتیم.
از برگشتنش که بیشتر از ۳ هفته پیشم بود و باز رفت و این ماجراها.
امیدوارم که من رو مثه قبل همیاری کنین.
بعضی وقتا واقعا با حرفاتون روحیه ام عوض می شد
بعضی وقتا احساسم و همه ی وجودم ممنون.
خوش باشین. هر جا. هر جور.هر زمان با هر کسی که هستید.